اگر بیایی به سیم آخر این تار میزنم
تلنگری به این خواب ِ بی قرار میزنم
نوای این ساز چه حال غریبی دارد امروز
سال هاست با ریتم شمع ، به شب تار میزنم
گر چه عار است در ولایت ما مطربی !
چه ماهرانه ضرب ، به صد بار میزنم
دلم تنگ و بی قرا ر ِ راهی صاف
به شوق دیدنت قدم در ره پر خار میزنم
سال هاست قنات چشم در غایت بی آبیست
خشکسالیت را این چنین به آسمان جار میزنم
نارنج باغ امسال نچشید طعم شکوفه را
یاد بهار ِ نارنج را وصله به پار میزنم !
نکند راه کج کنی با نسیمی خشک
دیوانه وار سر به کوه و غار میزنم
منی که خیر ندیده ام از آواز بلبلان
عاقبت پیوند با نغمه ی سار میزنم
منی که نرنجید موری به راهم تاکنون
بینی که بی بهانه لگد، به سگِ هار میزنم !؟
خاطرم بی یاد تو بیکار ترین است
باور نکن عمریست الکی خود را به کار میزنم .
هنوز توی کف اون تصویر معرکه پست قبلت : " پتک های دل شکسته " بودم که توی این پست یه تصویر ناب و جدید دیگه دیدم :
" سال هاست قنات چشم در غایت بی آبیست "
عالی بود این تصویر سازی
احسنت
سلام
ممنونم از حسن توجه ای که دارید.
چرا اینقدر دلتنگی بود توی این شعر داداش مهرداد ؟
امید که لحظه های زندگیتان با یاد یار , شکوفه زار شود و عطر نارنج حضورش , باغ سرسبز زندگی تان را شکوفه زار کند ...
زیبا بود و سرشار لطف نگاه مهربان شما . ممنون .
راستی , سلام ...
اگر دلتنگی آب میشد ،
اشک میشد ،
لوت ترین کویرها ، برای تو دعا
برای من هورا میکشیدند!.
............................................
سلام
گاهی به خواب می بری


آرامک به رویا
و آنگاه
بانغمه های ِ خیس ِ واقعیت
بیدارمان می کنی !!
چقدر هنرمندی تو ، مهربان
راستی سلام
گاهی سرد
گاهی گرمی !
اما من در نهایت بد مزاجی ،
همه ی فصل های با تو بودن را دوست دارم !
.......................................
آنقدر زیبا مینویسی که بی طبعی چون من را به طریق بداهه گویی میبری .
سلام رفیق عزیز
نوای این ساز چه حال غریبی دارد امروز
سال هاست با ریتم شمع ، به شب تار میزنم
گر چه عار است در ولایت ما مطربی !
چه ماهرانه ضرب ، به صد بار میزنم
دلم تنگ و بی قرا ر ِ راهی صاف
به شوق دیدنت قدم در ره پر خار میزنم
سلام مهرداد عزیز
مصرع به مصرع شعرت مخاطب را به دنبال خویش میکشاند هر بیت از سروده ات حدیث مفصلی از زاویه ایی خاص ، عشق و شکوه و دلتنگی و تمنا در شعرت هریک به صمیمانه ترین وجه ممکن ترسیم واژه ها گشته اند و همچون شبنمی زلال بر درک دل می نشینند ....
زیبا بود مهرداد عزیز ... زیــــــــــــــــــــبـــا بود
دوریت بسی سخت
و تاب نیست !
کودک دل را با کدام تاب به بازی ببرم!؟
.................................................
سلام سپهر عزیز
دریای دلت آنقدر آبیست که پرنده ی خیالم دائم آنرا با آسمان اشتباه میگیرد.
نارنج باغ امسال نچشید طعم شکوفه را
یاد بهار ِ نارنج را وصله به پار میزنم !
واقعا دانه دانه مهره های این استخوان بندی را چه زیبا ردیف کرده و کنار هم می چینید !!
(( سالهاست قنات چشم در غایت بی آبیست..))
ممنون مهرداد عزیز..
..جوهر قلمتان از چشمه دل سیراب...
سلام مامانگار عزیز
شما همیشه به من لطف داشته و دارید
شرمنده می فرمایید
از اینکه دیر جواب دادم عذر میخوام
هماره دلتون شاد باد
لیلا باشی یا مجنون
چ فرقی میکند
وقتی دستانت مرا هوایی دل ماه میکند
سلام برادر کهکشانی ام
عذرم را می پذیری بابت دیر رسیدنم؟!
سلام مریم عزیز
ممنونم از حضور گرمت .
من باید بابت دیر جواب دادنم عذر خواهی کنم .
مهرداد عزیزم
فواصل بین دلنوشته هایت دارد طولانی می شود
راستی ممکن است آدرس سپهر جان را هم به من بدهی
مدتیست آدرسش را گم کرده ام
سپاس
سلام دوست عزیز
از اینکه منو مورد لطف قرار میدین ممنونم.
آدرس سپهر:http://mozabha.blogsky.com
داداش اجازه میدی ازت بخوام یه پست قشنگ مهمونمون کنی؟
خواهر کوچیکه ایم دیگه
میدونیم رومون رو زمین نمیندازی
[آیکون طرف را در عمل انجام شده قرار دادن]
سلام
ایروزا حسابی گرفتار و کلافه ام دست و دلم به کاری نمیره
ممنونم ازت مریم
مهردادجان ظاهرا بدجوری به سیم آخر زدی
چون دو ماهه که آپ نکردی
دلمون پوسید !
سلام عزیز
ممنونم که پیگیر هستی.
فدای دلت .
به روز نمی شوید آیا ؟
سلام برادرم .
به روز!؟
سلام
کاش میشد وادار کرد برادر کهکشانی را به بروز شدن
کاش...