بدان که من جهان را برده ام اگرکه قزل الای درونت عاری از غم باشد بپذیر و غمت را به من بسپار که من خودم را باخته ام سلام مرد کهکشانی همیشه در مقابلت کم می اورم اما بدان که از این حادثه خوشحالم
سلام رفیق عزیز انشاالله در سایه همت بلندت پیروز باشی و با عشق زندگی کنی... شرمنده نفرمایید شما استادید...
خرچنگ نماد کج رویه و بدبینی و دل که خاستگاه عشقه باید در مسیری سوای اون قرار بگیره ویه قلب پاک و دریایی بهترین جایگاهه... من که دسترسی بدریا ندارم و اونجا راهم نمیدن سعی میکنم از ترس خرچنگا دلو در پستوی خانه نهان کنم
تو کسی که خنده اش طعم زمستان میدهد من همان که ابتدایش بوی پایان میدهد خوب میدانم که یک شب ، یک شب بی انتها عشق روی دستهای بی کسم جان میدهد سلام دادمهری!!!! باز هم که فوق زیبا نوشته ای و این عکس «قزل آلای درونت» را چه زیبا به رخ تنهایی دریا می کشاند دست مریزاد دارد این پستت
تو همانی کز عمق باران آمدی از دل ابر بهاران آمدی من همانم کز بیابان آمدم تشنه از خیل کلاغان آمدم... سلام مریم ممنونم از این همه لطف...
کهکشانی دید که او هم مسیر به سمت ساحل خرچنگ ها کج کرده
دل در دلش نماند
و سلامی بلند به او رساند.
قابلم بدان.
سلام پس شما هم از ساحل خرچنگ ها اطلاع دارید ! وب زیبایی دارید...
مریم نگار
سهشنبه 18 بهمنماه سال 1390 ساعت 11:28 ق.ظ
...به به..همسرایی قزل آلای عشق را ببین ...با بیکرانگی دل و آبی بی انتهایش .. !! ...و همنوایی نرم و عاشقانه اش ... وقتی که عمق پاکی دریا را میرقصد !!..
در این دنیا عده ای گوش سربه اهنگی خوش میکنن که زاییده ی توهم صدفیست که سالها دور از دریاست اما خوش بحال آنهایی که گوش دلشون میهمان همیشگی غزل خوانی آن بیکران هست ... سلام مریم نگار عزیز...
میگم مهردادی من یه سئوال دارم تا حالا کسیو دیدی اندازه من حرف بزنه اینقدر پرحرف و شلوغ؟ اگه دیدی خدا حفظت کنه بلکم آدرسشو بدی من برم ببینمش دلم آروم بشه اما موندم چرا برات سئوال نیست که این آدرسی که مهردانه گذاشته مال کجاس برم یه سر بزنم بهش یه حالی احوالی خیر مقدمی تبریکی خوش آمدی (وای عشق است اعتماد به نفسم) دیدی میگم زیاد حرف میزنم نگو نه مگه تو گفتی نه؟
غمها را می شود با هم شریک شد ! نه ! نه ! تا من باشم هرگز نمی گذارم مقصدتان ساحل خرچنگها باشد , هرچند ما هم نخواهیم و نرویم , خرچنگها هم راه دریا را بلدهستند وخواهند آمدو .... اما بگذار ما به محدوده آنها وارد نشویم ... کاش قزل آلای درون را همیشه لیاقت پاکترین ها نگاه داریم ... کاش ...
سلام . عیدتان مبارک . دیرآمدنم را به مهربانی دلتان ببخشایید برادر .
دوست دارم تا آنجا که ممکنه دوست داشتنی ها از ساحل دور باشن و هزینه ی فرصت اون بهایی هست که باید خودم پرداخت کنم ! سلام هر چند حالا خیلی دیر شده انشاالله کوتاهی منو به بلند طبعی خودتون میبخشید. عید شما هم مبارک...
بازم سلام . روزتون خوش. میگما برادر ، زدین رو کانال تخصصی ! میشه بفرمایید هزینه فرصت چیه و چرا باید شما پرداخت کنین ؟!
کسی که میخواد تمام زمیناشو گندم بکاره فرصت کاشت جو هزینه ی فرصتی هست که از دست داده تا به تعبیری دیگه کسی که به بقیه زیاد سر بزنه شانس سر زدن به اونایی که همش در انتظارشن رو کمتر میکنه اگه مایلی تا بیشتر توضیح بدم استاد... راستی سلام...
اوخ اوخ ! اونوقت اینی که فرمودین دقیقا و صریحا یعنی کدوم ساحل و کدوم بقیه ای که زیاد سر می زنند و اونوقت شما چرا باید هزینه فرصتش رو بپردازید ؟ ضمنا برادراستاد , گندم نمای جو فروش یا جو نمای گندم فروش هم داریم این وسط مسطها ؟!
سلاااااااااااام بعد میگه مریم زیاد حرف میزنه هی تند تند مزاحم میشه خو مگه دلم میاد نیام البته قهر بودیم و شایدهم هستیم اما خب فعلا علی الحساب آمدم بگویم چرا بروز نمیشی؟ یه مطلب جدید بذار مهرداد خو تا کی بیام و هی قزل آلا به خوردمون بدی؟ بدو دست به کار شو و یه متن ناب دادمهری بنویس و بذار دستوری بود جمله آ امضا مهردانۀ دادمهر مهرداد:مهرداااااااااااانه کم حرف نمیزنیا برو بیرون مریم: مهرداد:...
سلام چرا قهر !؟
. . .
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
من الان چه کنم با این تیکه از نوشته ی تو ؟
<...
مقصدم ،
ساحل ِ خرچنگ هاست ...!!! ...>
تنها کاری که باید بکنی شنا وبازم شنا و دور شدن از ساحل ِ...
سلام...
دست مریزاد به این تمثیل...
سلام مهرداد عزیزم
حقا که فرزند خاک پاک و عاشقانه جنوبی....
برقرار باشی برادر.
سپاسگزارم فرداد عزیز
منم از راه دور دست گرمتو فشار میدم از نوع جنوبی...
بدان که



من جهان را برده ام
اگرکه قزل الای درونت عاری از غم باشد
بپذیر و
غمت را به من بسپار
که من خودم را باخته ام
سلام مرد کهکشانی
همیشه در مقابلت کم می اورم اما بدان که از این حادثه خوشحالم
سلام رفیق عزیز انشاالله در سایه همت بلندت پیروز باشی و با عشق زندگی کنی...
شرمنده نفرمایید شما استادید...
ساحل خرچنگها ترسناک نیست مهرداد؟!
خرچنگ نماد کج رویه و بدبینی و دل که خاستگاه عشقه باید در مسیری سوای اون قرار بگیره ویه قلب پاک و دریایی بهترین جایگاهه...
من که دسترسی بدریا ندارم و اونجا راهم نمیدن سعی میکنم از ترس خرچنگا دلو در پستوی خانه نهان کنم
سلام مهرداد عزیز
ممنون که بهم سر زدی واقعا خوشحالم کردی.درسته نمینوشتم اما همیشه بهتون سر میزدم
سلام خاطره
ممنونم که سر میزنی...
موفق باشی.
تو کسی که خنده اش طعم زمستان میدهد
من همان که ابتدایش بوی پایان میدهد
خوب میدانم که یک شب ، یک شب بی انتها
عشق روی دستهای بی کسم جان میدهد
سلام دادمهری!!!!
باز هم که فوق زیبا نوشته ای و این عکس «قزل آلای درونت» را چه زیبا به رخ تنهایی دریا می کشاند
دست مریزاد دارد این پستت
تو همانی کز عمق باران آمدی
از دل ابر بهاران آمدی
من همانم کز بیابان آمدم
تشنه از خیل کلاغان آمدم...
سلام مریم
ممنونم از این همه لطف...
سلام
زیبا بود
موفق باشید
سلام
سپاسگزارم..
شاد و سلامت باشی...
ساحل خرجنگ ها کجاست
من هم ی خواه قزل درونم را به انجا ببرم
قزل آلای درون تو جایی در ساحل خرچنگ ها نداره ، دریا رو از این قداست محروم نکن ...
شاید انجا همدیگر را دیدیم و من به تو از ان سوی رود کفتم
سلام غریبه !
حقا که دریا نشینان با ما غریبه اند...
مهم نیست آخرِ دنیاست خانه اَت.
مهمْ، من و این قدم ها و خیابانی ست
که
می رسانَدَم به تو
این هم تقدیم به شعرهایت
راستی کم قابل می دانی
ممنونم بابت این شعر زیبا...
دل مایع کوبی شده وهر روز در راه رسیدن به کهکشان ، چاره ای جز عبور از دشت طاعون و نوازش نیه ندارد ، ندیدی !؟
از طاعونم مترسام!
که از ازل مرده بدنیا آمدم...!! اینم تقدیم به تو
~~~
۲
(~~~)
سلام
کج شد مسیر توهمات فردی متوهم
کهکشانی دید که او هم مسیر به سمت ساحل خرچنگ ها کج کرده
دل در دلش نماند
و سلامی بلند به او رساند.
قابلم بدان.
سلام پس شما هم از ساحل خرچنگ ها اطلاع دارید !
وب زیبایی دارید...
...به به..همسرایی قزل آلای عشق را ببین ...با بیکرانگی دل و آبی بی انتهایش .. !!
...و همنوایی نرم و عاشقانه اش ... وقتی که عمق پاکی دریا را میرقصد !!..
در این دنیا عده ای گوش سربه اهنگی خوش میکنن که زاییده ی توهم صدفیست که سالها دور از دریاست اما خوش بحال آنهایی که گوش دلشون میهمان همیشگی غزل خوانی آن بیکران هست ...
سلام مریم نگار عزیز...
انسان به اندازه ای که به مرحله انسان بودن نزدیک می شود ،احساس تنهایی بیشتری می کند
تا سحر چند نفس باقی بود
خون شب در جگرم جاری بود
حق من خوردن شلاق نبود
جسم را طاقت این عار نبود
که دلم با من کرد!
من بیچاره چرا ؟ این دلکم!
زار وبیمارم کرد
تا سحر اشک بچشمم لرزید
قلب بر ریتم کج خود خندید
کاسه ی صبر سحر پر گردید
مرگ شب حتمی بود
چشم هایم بستم
تا که در خواب وخیال باز آید ،
گذر عمر که رفت از دستم.
در همان لحظه ی کوتاه امید
در همان خلوت رویای سپید
خبری تازه رسید!! مژده دهید
که خدا نزدیک است....
(مهرداد)
نمیدانم چرا میان این همه ماهی قزل آلا را انتخاب کردید
شاید چون بر خلاف مسیر رود شنا میکند ...
و شاید ...
قزل یعنی سرخ به رنگ طلا و طلایی هم معنی میده همه ی ماهی ها هم قطعا؛ پاکی دریا رو به ساحل ترجیح میدن...
ممنونم ازت عزیز...
میگم مهردادی من یه سئوال دارم
خوش آمدی (وای عشق است اعتماد به نفسم
)
تا حالا کسیو دیدی اندازه من حرف بزنه اینقدر پرحرف و شلوغ؟
اگه دیدی خدا حفظت کنه بلکم آدرسشو بدی من برم ببینمش دلم آروم بشه
اما موندم چرا برات سئوال نیست که این آدرسی که مهردانه گذاشته مال کجاس برم یه سر بزنم بهش یه حالی احوالی خیر مقدمی تبریکی
دیدی میگم زیاد حرف میزنم نگو نه
مگه تو گفتی نه؟
سلام
کم نه
بروی چشم میام...
دیوانه نیستم...
دلم را
ن م ی د ا ن م .!.!
نگرانم
علامت سوال کدام ماهی گیر را پاسخ خواهی داد؟
آن یکی بهتر است تو را خواهد کشت
اما آن دیگری تو را اسیر دیوار می کند
درود بر دل کهکشانی تان
سپاسگزارم
همچنین درود بر شما...
سلام بر مهرداد عزیز
دستم را که به خورشید سپردم،
ماهی تنگ بلور یخ زد
و آینده بیدار شد
تنهایی در شب جا ماند
دلم را که به تو سپردم ،
ستاره چشمک زد
و عشق به مهمانی ام آمد
آسمان چقدر زیباست
و چشمک های ستارگان رویایی ست...
مهرداد عزیز بسیار زیباست .
به راستی که رقص واژگان
در ذهن خلاقت
دیدنی ست
خواندنی ست و شنیدنی .
موفق باشی .
سلام مهستی آفرین چه شعر با احساس و زیبایی !!
ممنونم عزیز از لطفی که به من داری...
دریا توفانیه!!!
از کجا متوجه شدی ؟
غمها را می شود با هم شریک شد ! نه ! نه ! تا من باشم هرگز نمی گذارم مقصدتان ساحل خرچنگها باشد , هرچند ما هم نخواهیم و نرویم , خرچنگها هم راه دریا را بلدهستند وخواهند آمدو .... اما بگذار ما به محدوده آنها وارد نشویم ...
کاش قزل آلای درون را همیشه لیاقت پاکترین ها نگاه داریم ... کاش ...
سلام . عیدتان مبارک . دیرآمدنم را به مهربانی دلتان ببخشایید برادر .
دوست دارم تا آنجا که ممکنه دوست داشتنی ها از ساحل دور باشن و هزینه ی فرصت اون بهایی هست که باید خودم پرداخت کنم !
سلام هر چند حالا خیلی دیر شده انشاالله کوتاهی منو به بلند طبعی خودتون میبخشید.
عید شما هم مبارک...
بازم سلام . روزتون خوش.
میگما برادر ، زدین رو کانال تخصصی ! میشه بفرمایید هزینه فرصت چیه و چرا باید شما پرداخت کنین ؟!
کسی که میخواد تمام زمیناشو گندم بکاره فرصت کاشت جو هزینه ی فرصتی هست که از دست داده تا به تعبیری دیگه کسی که به بقیه زیاد سر بزنه شانس سر زدن به اونایی که همش در انتظارشن رو کمتر میکنه اگه مایلی تا بیشتر توضیح بدم استاد...
راستی سلام...
سلام بر نور رهایی
..........
خستگی ها را
لا به لای چین های صورتم
جا دادم
فردا
چه زود می آید و من
هنوز عکسی از جوانی ندارم...
.................
بغض ابر ترکید
سبزه خوشحال شد
و مادر از کفش های گلی دخترک عصبانی
مسافران شب جا ماندند
و عجیب تر این که
هیچ کس چیزی را به خاطر نمی آورد...
کاش از یاد آینه باز نمانم !
ابتلا به آلزایمر حتمیست !!
سلام بر تو که در صداقت آینه ای ...
اوخ اوخ ! اونوقت اینی که فرمودین دقیقا و صریحا یعنی کدوم ساحل و کدوم بقیه ای که زیاد سر می زنند و اونوقت شما چرا باید هزینه فرصتش رو بپردازید ؟
ضمنا برادراستاد , گندم نمای جو فروش یا جو نمای گندم فروش هم داریم این وسط مسطها ؟!
ای دور و ورا تا دلتون بخواد هست...
سلام...
سلاااااااااااام
اما خب فعلا علی الحساب آمدم بگویم چرا بروز نمیشی؟



بعد میگه مریم زیاد حرف میزنه هی تند تند مزاحم میشه
خو مگه دلم میاد نیام
البته قهر بودیم و شایدهم هستیم
یه مطلب جدید بذار مهرداد
خو تا کی بیام و هی قزل آلا به خوردمون بدی؟
بدو دست به کار شو و یه متن ناب دادمهری بنویس و بذار
دستوری بود جمله آ
امضا مهردانۀ دادمهر
مهرداد:مهرداااااااااااانه کم حرف نمیزنیا برو بیرون
مریم:
مهرداد:...
سلام



چرا قهر !؟
.
.
.