قلب کوچک یک ماهی... عشق اسکیمویی که... از نبش قبر نمی ترسید و اینگونه می شود که با یک نگاه سرد عشق ها پر می کشند سلام مهرداد پر مهر!!! باید دوباره بیایم و بخوانمش هنوز گیج گیجم
سلام مریم امیدوارم روزت با آفتاب عشق و محبت گرم باشه.
شما و قطب ؟ نه برادرجان ! به شما مناطق حاره استوایی بیشتر می آید تا یخ زدنهای قطب شمال و جنوب ! ماهی کوچولوی قلب مهربان شما باید در اقیانوس های گرم شنا کند , نه در زیر کوهی از یخ !
آفتاب درخشان اینروزها , نشان از گرمای وجود شما دارد برادر . شک ندارم .
سلام خواهرم سپاسگزارم از لطفی که دارید. امیدوارم سلامت باشید.
سلام مهرداد عزیز... ..زیر خروارها یخ قطبی...باز قلبی عاشق دارد می تپد !! ..تا قطره ای وجود هست و عشق و گرما...قطورترین یخها هم تاب نمی آورند... ...قلب اسکیمو برای ماهی می تپد..!!
سلام ماما نگار عزیز چه تصادف جالبی فکر کنم همزمان کامنت میگذاشتیم... به هر حال از لطفتون سپاسگزا رم...
توی این شهر خراب با این کفش های لنگه به لنگه عشق بیماره ! یه جای کار دل سیندرلا میلنگه!! ...................................... سلام آنا شعرتو خراب کردم نه؟!
شعرهای تو سخت شده؟! یا من دارم یواش یواش پیر میشم؟ دوست ندارم نفهمیده ونسنجیده برای شعرت که زایده ی ذهن خلاقته نظری بزارم که شایسته نباشه
اما حداقل می تونم عاشقانه کامنت بزارم برای پستت
سلام آرام نظر تمام دوستان برام محترم و عزیزه و حضورشون حتی در سکوت عزیزتر ، شکسته نفسی نفرمایید شما استاد بوده و از درک بالایی برخوردارید. سپاس از لطفت و ممنونم از شعر زیبایی که هدیه دادی.
کی میگه دل به دل راه داره دل من از غصه خون شد دل اون خبر نداره در قطبی ترین ناحیه ی قلبم زیر کوه یخی از دردها قلب کوچک یک آرزو می تپد که به عشق چشمان نمدارت از بی تو بودن هراس ندارد از تنها ماندن تو در وحشت است سلام مهردادی!!! میام و میخوونم و میرم صدبار دروغه اما بارها و بارها خوانده ام و باز سیر نمی شوم چقدر راز نهفته دارد این پستت شرمنده ی زیاده گویی ها و مزاحمت هایم هستم
سلام دلم برای خنده های شیرین و برای دست تکان دادن های لحظه ی خداحافظی برای چشمانی که انتظار را به ذهن می سپرد و برای قوری پر از چای جوشیده تنگ می شود .
من زنده ام مانده ام تا باشم هستم تا زندگی کنم لبخند را دوباره از ذهن به لب می آورم دوباره خانه ام را آب و جارو خواهم کرد و به انتظار روزهای روشن و گرم زندگی خواهم نشست . دوباره به روی زندگی سلام می کنم: سلام بر تو ای زندگی
سلام مهستی زندگی سراسر تشکیل شده از فرازها و نشیب ها ، تقدیر را باید چه خوب و چه ناگوار ، پذیرفت رودخانه ی زندگی با وجود و یا عدم وجود من و تو و هر کس دیگری از حرکت طبیعی خودش متوقف نمیشه باید از فرصت ها جهت مواجهه شدن با هر تهدیدی بهترین بهره رو برد. ازاینکه به یک باور معقول و شایسته رسیدی بسیار خوشحالم...
سلام مهرداد عزیزم تا به حال شعرهای زیادی از تو خوانده ام از همه لذت برده ام و با بشتر انها ارتیاط برقرار کرده ام اما یک چیز دیگزست شروع یا حسن مطلعی زیبا و پایانی بسیار خوشتر تصویر گویا ورسا آفرین داری عزیز هزاران احسنت کیف کردم
سلام استاد شرمنده می فرمایید بزرگوار از حضور پر مهرت سپاسگزارم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
مهرداااااااااااااد
پسر
گل کاشتی
دویست بار این شعرو خوندم
هنوز نه سیر شدم نه راضی ( که وبلاگو ببندم و برم به کارام برسم )
خیلی خیلی قشنگ بود
تو شعرات به قشنگیه قلبته
اسمت همیشه بلند و سرت بالا باشه برادر
نفسم باز شد امروز با این شعرت
سلام کیارش عزیز
دوست گل منی ، قلبت سرشار از مهر و عشق باشه برادر ...
پس تو هم مثل من دل یخ زده...
سلام مهرداد جان...
به اون ماهی زیاد امید نده...
هوا بس ناجوانمردانه سرد است...
حق یارت برادرم.
سلام فرداد عزیز
ممنونم که سر میزنی
هفته خوبی در پیش داشته باشی.
عشق اسکیمویی با افتاب داغ روان نشود !
شاید ، ممکنه ، احتمالا"...!
مثل همیشه گنگ و زیبا بود
ممنونم انا...
قلب کوچک یک ماهی...
عشق اسکیمویی که...
از نبش قبر نمی ترسید
و اینگونه می شود که با یک نگاه سرد عشق ها پر می کشند
سلام مهرداد پر مهر!!!
باید دوباره بیایم و بخوانمش هنوز گیج گیجم
سلام مریم
امیدوارم روزت با آفتاب عشق و محبت گرم باشه.
شما و قطب ؟ نه برادرجان ! به شما مناطق حاره استوایی بیشتر می آید تا یخ زدنهای قطب شمال و جنوب ! ماهی کوچولوی قلب مهربان شما باید در اقیانوس های گرم شنا کند , نه در زیر کوهی از یخ !
آفتاب درخشان اینروزها , نشان از گرمای وجود شما دارد برادر . شک ندارم .
سلام خواهرم
سپاسگزارم از لطفی که دارید.
امیدوارم سلامت باشید.
سلام مهرداد عزیز...
..زیر خروارها یخ قطبی...باز قلبی عاشق دارد می تپد !!
..تا قطره ای وجود هست و عشق و گرما...قطورترین یخها هم تاب نمی آورند...
...قلب اسکیمو برای ماهی می تپد..!!
سلام ماما نگار عزیز
چه تصادف جالبی فکر کنم همزمان کامنت میگذاشتیم...
به هر حال از لطفتون سپاسگزا رم...
بعد از رفتنت
جای خالیت در دلم
مثل کفشهای سیندرلا
اندازه هیچ یک از مردم شهر نشد
حتی به زور
!!!
...
توی این شهر خراب
با این کفش های لنگه به لنگه
عشق بیماره !
یه جای کار دل سیندرلا میلنگه!!
......................................
سلام آنا
شعرتو خراب کردم نه؟!
همه میگویند: چه مهربان است این مَرد!
و کسی نمیداند
لبخند تو است رووی لبهام
وقتی آنسووی دریاها
یادم میکنی
رضا کاظمی
سلام همسایه ی خوبم
شعرهای تو سخت شده؟!
یا من دارم یواش یواش پیر میشم؟
دوست ندارم نفهمیده ونسنجیده برای شعرت که زایده ی ذهن خلاقته نظری بزارم که شایسته نباشه
اما حداقل می تونم عاشقانه کامنت بزارم برای پستت
سلام آرام
نظر تمام دوستان برام محترم و عزیزه و حضورشون حتی در سکوت عزیزتر ، شکسته نفسی نفرمایید شما استاد بوده و از درک بالایی برخوردارید.
سپاس از لطفت و ممنونم از شعر زیبایی که هدیه دادی.
سلام مهرداد جان
مثل همیشه زیبا و پر از رمز و راز .
موفق باشی برادر.
سلام عزیز
خوشحالم که باز از حضورتون بهره مندم، جاتون جدا" خالی بود.
بابت اتفاقی که برات افتاد واقعا" متاثر شدم، خدا رحمت کنه بابای مهربونتو.
کی میگه دل به دل راه داره
دل من از غصه خون شد دل اون خبر نداره
در قطبی ترین ناحیه ی قلبم
زیر کوه یخی از دردها
قلب کوچک یک آرزو می تپد
که به عشق چشمان نمدارت
از بی تو بودن هراس ندارد
از تنها ماندن تو در وحشت است
سلام مهردادی!!!
میام و میخوونم و میرم
صدبار دروغه اما بارها و بارها خوانده ام و باز سیر نمی شوم
چقدر راز نهفته دارد این پستت
شرمنده ی زیاده گویی ها و مزاحمت هایم هستم
سلام مریم عزیز
شعرت زیباست ، ممنونم که هستی ، بودنت دلگرمیست.
نگــــــــــــــــــاهتون گاهی بسیار زیباست
کی فکرشو میکرد کسی عاشق اسکیمویی باشه...
سلام مهرداد عزیز
از این دادمهری هاتون چه پیام هایی که بلند نمیشن
درود
توی فضایی که حتی خیال هم یخ می ببنده ، روح اگر پرید روحه، عشقی زیباست که خون گرم تو رگهاشه.
سلام فریناز عزیز
انشاالله به خواسته هات به زودی برسی.
سلام
دلم برای خنده های شیرین
و برای دست تکان دادن های لحظه ی خداحافظی
برای چشمانی که انتظار را به ذهن می سپرد
و برای قوری پر از چای جوشیده تنگ می شود .
من زنده ام
مانده ام تا باشم
هستم تا زندگی کنم
لبخند را دوباره از ذهن به لب می آورم
دوباره خانه ام را آب و جارو خواهم کرد
و به انتظار روزهای روشن و گرم زندگی
خواهم نشست .
دوباره به روی زندگی سلام می کنم:
سلام بر تو ای زندگی
سلام مهستی
زندگی سراسر تشکیل شده از فرازها و نشیب ها ، تقدیر را باید چه خوب و چه ناگوار ، پذیرفت رودخانه ی زندگی با وجود و یا عدم وجود من و تو و هر کس دیگری از حرکت طبیعی خودش متوقف نمیشه باید از فرصت ها جهت مواجهه شدن با هر تهدیدی بهترین بهره رو برد.
ازاینکه به یک باور معقول و شایسته رسیدی بسیار خوشحالم...
توهمینطور مشغول باش!
من گوشه ای می نشینم و به گرد و خاک کردنت می نگرم!
می دانی...
آن همه غبار، دیگر چهره ات را هم از خاطرم برده است.
غبارها که فرو بنشیند ، مهم نیست چهره ام یادت باشد یا نباشد!
پایان نمایش تو آغاز رفتن من است.
نگاه که کنی...من دیریست رفته ام
هنوز پژواک صدایت ،
بهترین خاطره ی من است.
غبار سال ها دوری،
تصویر تو را از چشمانم حذف نمیکند ،
دل من گرد گیر ماهریست !!!
زیر کوهی از یخ....
عشق اسکیمو....
چقدر نظر گذاشتن سخته واسه نوشته هات بس که قشنگند
سلام خاطره
خوشحالم که هستی ، با نظر و بینظر...
شاد و سربلند باشی دوست عزیز...
سلام برادرم. روز و روزگارتان شاد . دلتنگ شده ایم حسابی !
سلام خواهر
امیدوارم سلامت باشید.~~~
عشق



طعم ِ رویای محال را
چشیدنی می کند
و کوه یخ را ذوب
و آنگاه
ماهی نصیب ِ
اسکیمو
می شود
سلام بر مهرداد عزیز
روزهایت به روشنایی عشق
عشق طعم ِ رویای محال را چشیدنی می کند.
چه جمله ی زیبایی ، ممنونم رفیق عزیز
دلت تابان به مهر یزدان
سلام مهرداد عزیزم



تا به حال شعرهای زیادی از تو خوانده ام از همه لذت برده ام
و با بشتر انها ارتیاط برقرار کرده ام
اما یک چیز دیگزست
شروع یا حسن مطلعی زیبا
و پایانی بسیار خوشتر
تصویر گویا ورسا
آفرین داری عزیز هزاران احسنت
کیف کردم
سلام استاد
شرمنده می فرمایید بزرگوار
از حضور پر مهرت سپاسگزارم