میسوزم و به ساز تو با عشق سازگار میشوم
مرهمی به دل می نهم و از نو فراز میشوم
بنواز که نوای تو ضماد است بهر این دل
نمازم و با اذان ساز تو بیدار میشوم
دلم هوای کویِ تو دارد و قراری نیست
به سر که آهنگِ تو دارم ، از ترانه بیزار میشوم
نام تو زیبا بهانه ایست یارا ، بهر روز و شبم
به جنگ سیاهی میروم و شب زنده دار میشوم
خواهم که نبینم روزگار بی تو بودن را
لحظه ایی که شوکران عشق مینوشم و بیمار میشوم
به یاد تو بر مرکب باد م و به شتاب میتازم
اسبم و با لطف خاطر تو تیمار میشوم
گر چه گل ِ روح عاشق به تیغ محتاج است
جان فدای تو میکنم و گل بیخار میشوم
باغبانم و به باغ عشق ، جز تو گلی نکاشته ام
به نفرین جانسوز نرگس و لاله گرفتار میشوم
هر روز را به شوق دیدار تو آغاز میکنم
کور میشوم گر نبینم تو را و به عصایی وفادار میشوم
به عشق تو سالهاست خویشی نکرده ام به کسی
گر نطلبی مرا ، مرگ را به خویش سزاوار میشوم
( مهرداد )
هو هو میزنم از هجرت یاری بدون یار
منصورم و از کمان زلف تو بردار می شوم...
(بداهه ای نا قابل تقدیم به افسون شعرت....)
سلام فرداد عزیز
ایولله دستمریزاد ، مثل اینکه نصفه سیبی که سهم من شد ، نیمه دیگر را قبلا" تقدیم تو کرده بودند ، گوارا باد دوست توانای من .
بیا با جاده پیوستگی برویم
خزندگان در خوابند
دروازه ابدیت باز است.
افتابی شویم ...
سهراب
سلام مهرداد جان
ممنون از حضورت در سها
منتظر حضور تو ...
سلام سمیرا
ممنونم از حضورت .
لینک با شما باعث افتخاره .
منو میتونی به نام کهکشان (مهرداد ) لینک کنی .
راستی خواستی بگو همدیگرو لینک کنیم
من رو با نام سها لینک کن و بگو با چه اسمی لینکت کنم.
دوست عزیز هرچند که مشغله ی کاری مجال حضور مستمر نمیدهد اما با این همه در صورت فرصت حتما" خدمت میرسم .
این ساز سر سازگاری ندارد آنچه را می نوازد که می خواهد و انگشتان را آواره کردست هیچ نگویم همراهش خواهم شد شاید او نیز بیقرار قرار است و در پی بیداری آنکه در خواب است
گاه اذان می شود و گاه اما مرتد
می دانم دردش چیست بگذار بنوازد
--------------------------
سلام و درود مهرداد کهکشانی
قلمت گرم باد و استوار که سیراب می کند ما را
گاه اذان می شود و گاه اما مرتد
می دانم دردش چیست بگذار بنوازد !
سلام بر خانم ثنایی فر
ممنونم از نظر زیباتون .
هورا می کشم از شعرت ای نگار
فردا که شد چه کنم ، آمدست بهار .
خوب بید ؟
( مطمئنم این ... شعر رو تایید می کنی استاد )
آره پسر خوب حالا بهتر شد.
شعرت هم زیباست (حالا حتما" دلت قنج رفت نه ؟)
من فدای اون دل مهربونت بشم .
آرام و بی صدا
همچون غریبی مهجور
در کناری
به دور از هیاهو
بر بیدی مجنون تکیه می زنم
و او . . .
به سرانگشت شاخه ای
غربت حضورم را لمس می کند
آرام ،
به یک اشارهء نسیم
گیسوانش را
به لطافت یک نوازش
به دور من که می ریزد ،
همان دم
ذره ذره ،
حضور من
در عمق چشمان زیبای تو
در پس رؤیای نگاهت
به طراوت قطره ای شبنم
گم می شود ...
سلام مهرداد عزیز!
عالی بود شعرت با دل من بازی کرد انگار بیدار شدم از خواب غفلتٍ عشق
دست مریزاد
سلام مهردانه
امیدوارم بیدار باشی واز بیداری لذت ببری.
ممنونم ازت مهربون .
عجب عکسی , عجب شعری , عجب احساس نابی ....
سلام برادر دادمهرم ! ساز دلتان کوک , نمازتان لبریز از حضور یار , پیروز باشید در هر آنچه میدان سیاهی و تیرگیست برادرم .
سلام خواهرم
امید که دعاهاتون در این روزها مورد قبول در گاه الهی قرار بگیره.
شاد و سلامت باشید .
سلام مهرداد عزیز
چه شعر زیبایی برایم در طاعون نوشتی
و چه زیباتر اینجا شعری به نظم در اوردی
کلمات اسیر تواند
و عکسی که گذاشتی شاید بیان احساست باشد
امید که دلت همواره در امید بتپد
هوایت که به سرم می زند
دیگر در هیچ هوایی،
نمی توانم نفس بکشم!
عجب نفس گیر است
هوایِ بی توئی!
سلام آنا
قابل تو رو نداشت عزیز
آرزوی سلامتی دارم برات و دعا میکنم .
ممنونم .
من را به غیر عشق به نامی صدا نکن
غم را دوباره وارد این ماجرا نکن
بیهوده پشت پا به غزلهای من نزن
با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن
موهات را ببند دلم را تکان نده
در من دوباره فتنه و بلوا به پا نکن
من در کنار توست اگر چشم وا کنی
خود را اسیر پیچ و خم جاده ها نکن
بگذار شهر سرخوش زیبائیت شود
تنها به وصف آینه ها اکتفا نکن
امشب برای ماندنمان استخاره کن
اما به آیه های بدش اعتنا نکن....
بیهوده پشت پا به غزلهای من نزن
با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن....
تموم این شعر قشنگه ، و بی انصافی قیچی کردن قسمتی از آن اما این بیتش بیشتر نظرمو به خودش جلب کرد
باز ازت سپاسگزارم ............ / .
سلام بر مهرداد عزیز و فرهیخته



چه زیبا حجم رویای گل ها را در میانِ کهکشان ها اندازه کردی
و چه زیبا تر چون باغبانی ، گلوی خشکیده ی یاس را تازه ساختی
در حضور نیلی و صبح گونه ات
از این که گلِ دلم را به بهار ِ دلت سپردم خشنودم
گلوی خشکیده ی یاس سالهاست از چشمه حضور تو سرمست و سیراب است تنها بهانه لب ها ی کبودش غم ترک های دست باغبان عاشق است.
سلام رفیق عزیزم
گل دلت را با لطیف ترین احساس بالینم ، غم ترک ِ دستهایم را به من بسپار، با درد عجینم....
برای تو و خویش
چشمانی آرزو میکنم
که چراغها و نشانهها را
در ظلماتمان
ببیند.
گوشی
که صداها و شناسهها را
در بیهوشیمان
بشنود.
برای تو و خویش، روحی
که این همه را
در خود گیرد و بپذیرد.
و زبانی
که در صداقت خود
ما را از خاموشی خویش
بیرون کشد
و بگذارد
ار آن چیزها که در بندمان کشیده است
سخن بگوییم.
برای تو از تو بگویم
که بهترینی
وقتی که در دریای خیال ، غرق بودم
فانوس یاد تو بود که قایق شکسته ام رابه ساحل امید هدایت کرد،
بگذار فقط از تو بگویم ،
تو تنها بهانه ی این زبان یخ زده ای !!!
............................................
ممنونم فرهاد جان شعرت بسیار زیبا بود .
گر چه گل ِ روح عاشق به تیغ محتاج است
جان فدای تو میکنم و گل بیخار میشوم
باغبانم و به باغ عشق ، جز تو گلی نکاشته ام
به نفرین جانسوز نرگس و لاله گرفتار میشوم
چه زیبا عشق را به تماشا نشسته ایی از دریچه ی نگاه شقایق ها ، تو رسم افروختن را چه زیبا میدانی...
و من شوق پروانه شدن را خواب میبینم....
بگو از تباران کدام بالهای بسته ایی...
که بدینگونه پرواز را به تماشا نشسته ایی...
دلت بهار کدام فوج پرستو هاست...
که اینگونه شکوفیدن عشق را خجسته ایی...
سلام مهرداد عزیز...
شعر زیبایت مرا به شوق شاعری کشاند ، هر چند که در محضر شمایان لکنت بیان بر زبان مستولی میشود اما شوق را هر کاری کنیم نمیشود ابرازش نکرد....
طفلزمان فشرد چو پروانه ام بمشت
جرم دمی که بر سر گلها نشسته ایم
ما آن شقایقیم که با داغ سینه سوز
جامی گرفته ایم و بصحرا نشسته ایم .....
..............................................
ببار باران عشق، بر کویر آرزوها
کین دشت سالهاست تشنه ی محبت باران است
بخوان شعر عشق از کتاب باران
کین شقایق ما مست شر شر باران است
ببار ای ابر تنها ببار
کین تشنه کام خسته ی آرمان بدل ،
از فریب سراب نالان است .
......................................
سلام سپهر عزیز
از شعر مگو که خود بهانه هر شعری ، من به بهانه ی تو ترانه ها خواندم
ستاره ها شاهدند .
درود بر مهرداد عزیزم


که مهر را اینگونه رایگان داد
سپاس از این فی البداهه ی زیبایت
همیشه به خلق زیبایی باشی
سلام استاد عزیز
ممنونم از حضورت مهربان
درودی مجدد


مهرداد عزیز که این عاشقانه احساسی زیبا در من انگیخت
امید روحت هرگز به تیغی نیازمند مباد
و دلت به عشق توفتده
سلام
شما با داشتن احساسی لطیف و هنرمندانه ، خود همیشه خالق قطعه ها و اشعار زیبایید، مرحبا بر شما دوست عزیز .
پاییزتان در پرتو عشق گرم باد.
•
روزگارا ...! تو اگر سخت به من میگیری، با خبر باش که پژمردن من آسان نیست. گرچه دلگیرتر از دیروزم، گرچه فردای غم انگیز مرا میخواند، لیک باور دارم دلخوشی ها کم نیست... .
فرهاد جان روزگار نمی داند هر چند سخت بگیرد ، آبدیده تر میشویم.
هر روزت زیبا تر از دیروز باد.
سلام مهرداد
شعر طولانی بود
ببخشید اگر به قول شما قیچی اش کردم
سلام آنا
هر طولانی که بد نیست ، من شعر های تو رو کامل می خونم .
میترسم
باران برتمام دنیا ببارد و تو نباشی
از آن روزی که رفتهای من عقدهی باران دارم…
. . .
آه زمستان بود
زمستانی که پوستینش را بر من میافکند
و من از سرما و دلتنگی هیچ هراس نداشتم
و تو نجوا میکردی:
دستهایت را بیاور گیسوانم اینجاست!
. . .
حالا مینشینم
و بارانها تازیانه میزنند
بر بازوانم، بر رخسارهام ، بر اندامم…
پس چه کس پناهم دهد؟
ای همچون کبوترِ مسافر در میان چشم و نگاه!
چگونه تو را از خاطراتم بزدایم؟
تو همچون نقش روی سنگ در قلبم جاودانهای
ای که در قطره قطرهی خونم خانه داری!
هر کجا که باشی دوستت دارم
ناشناختههایی در توست
گوشهای از تاریخ و سرنوشت
که پا به عرصهاش میگذارم…
” شعری از نزار قبانی “
ناشناختههایی در توست
گوشهای از تاریخ و سرنوشت
که پا به عرصهاش میگذارم
....................................
سلام آنا
ممنونم از این شعر زیباو حسن انتخاببت
عکس بسیار زیبایی است ....
خوشحالم که عکس نظرتون رو جلب کرد !
سلام
هر روز را به شوق دیدار تو آغاز میکنم
احسنت
خیلی قشنگ بود
شعر خودتونه ؟
سلام عزیز
بله .
جند بار اومدم و رفتم این چند روز !! ولی نتونستم برا این پست چیزی بگم . فقط خوندم و رفتم . از تو برای خودت می نویسم ...همین
باغبانم و به باغ عشق ، جز تو گلی نکاشته ام...
ممنونم
سلام سایه جان
ممنونم از حضورت ، حتی اگه فقط برای خواندن باشه، دوست عزیز .
سلام
سلام
؟!
میسوزم و به ساز تو با عشق سازگار میشوم
مرهمی به دل می نهم و از نو فراز میشوم
..سلام مهرداد عزیز...
..این بیت...نهایت زیبایی در درک سوز و انعطاف و نو به نو شدن لحظه لحظه عاشق است....
...اوج کهکشانی ات متعالی تر..
باغبانم و به باغ عشق جز تو گلی نکاشته ام
به نفرین جانسوز نرگس و لاله گرفتار می شوم .
سلام مامانگار عزیز
شما خوب خواندید ، از حضورت ممنونم .
سلام داداش مهرداد
معلومه سرت خیلی شلوغه...قبول باشه انشالله.
خوندن چندباره واژهای زیبات...شعرهای نابت...لذتی چندباره داره...
یاحق.
سلام فرداد عزیز
درست فرمودی از اینکه مشکلات افتخار حضور مستمر در خانه ی هنرمندی چون شما را سلب نموده ، شرمنده ام نازنین . در اولین فرصت خدمت میرسم.
در پناه حق باشی .
سلام مهرداد عزیز . التماس دعا . عزاداریهاتون قبول حق .
سلام خواهر عزیزم
انشاالله در این روزها هر آنچه از خداوند مهربان بخواهید، اجابت کنه.
ممنونم ازت مهربون .
از دستم رفتی...
کاش
.
.
.
.
.
از دلم هم میرفتی...
گریه نمی کنم
مبادا
آسمان دلم یاد تو را ،
از خاطرش آب و جارو کند
چه عجولانه سنگدلم خواندی !!!...
دستم را بگیر تا از ستاره ها ، گلویی تر کنم استاد ....
تبارک الله احسن الخالقین ، خالق زیبایی ها نگه دارت
سلام دانیال عزیز
ممنونم از این همه لطفی که داری برادر.
در پناه حق باشی...
در نوشتن از زیبا قلم شما ، انگشتانم در نوشتن انگشت نما گشته
دو بار خواندم و باز هم خواهم خواند ... بسیار زیبا
ماشالله جناب مهرداد و سپهر این روزها عجیب بر تارک قلم میتازند
و دلربایی میکنند ،
سحر قلم آسمان سیاه همه را انگشت بدهان نموده حال شما با شاگردی چون من از انگشت حرف میزنی ،
شرمنده میفرمایید استاد
دریای وجودت پر ِ درّ و همه یاقوت


دل شـــــاد و بود عشق تورا قوت
زیبا سخنی آوری ازشعر کهن ناب
تابود ترا مهر و بود ،خصم تو تابوت
سلام استاد عزیز
ممنونم از تو ، شعرت معرکه بود