ای بغض رهایم کن ، تا باز شوم
با اشک در آمیزم و دمساز شوم
دیشب که مرا تا به اذان آزردی
ای کاش سحر بخنده آغاز شوم ...
(مهرداد)
پینوشت :حال و هوای اینروز های فضای مجازی ، عجیب با دل من هماهنگ شده انگار این دو بدور از چشم من دست به تبانی از جنس کهکشان آزاری زده اند ، چند روزیست که از خنده های بی
بهانه خبری نیست ، شاید این دلِ در خفا حسود شده ، دگر قصد سازگاری ندارد ، باید جشنی بگیرم به میزبانی خیال خود وبا شیرینی کیک یاد شما و آن را مزین کنم به شمع وجود سپهر عزیز
که اگر چه فعلا" در کنارم نیست ، لیک مذاب آن شمع ، خاطر او را در خیال من همیشه نورانی وگرم نگه میدارد ، شاید تلنگری جدی از برای بیداری این خفته ی پریشان باشد .
سلام بر مهرداد عزیز
بسیار زیبا بود .
امیدوارم همیشه از آغازسحرها تا پایان شب های متمادی دلت خندان و لبت با عطر کلماتی آرام معطر باشد .
امیدوارم دشواری ها در دستت چون موم و نعمت ها برایت دو چندان باشد .
موفق باشی مهرداد خان
سلام مهستی عزیز
از لطفت ممنونم من هم امیدوارم روزگار بکام همه ی دوستان بوده ومشکلات زندگی مقهور همت والایشان باشد.
بابت دعاتون ممنونم، در پناه حق باشید.
سلام مهرداد عزیز!!!
راست میگی به خدا منم مثل تو شدم منم یه حسادت غریب مثل خوره افتاده تو جونم و داره ذره ذره احساسمو میخوره و در این بین بیشترین آسیبش به روح و جان خودم رسیده و هیشکی هم نیست درکم کنه
خیلی خیلی لحظه های سختی رو دارم می گذرونم برام دعا کن خدا آرامش رو بهم بده
سلام مهردانه
انشاالله مشکلاتت بزودی مرتفع شده وشادی جایگزین این حس ناخوانده میهمان گردد.
کاش چتری بودم برای آرامش تو ، گونه های من به سیلی خوردن از باران عادت دارند.
در پناه حق باشید.
همه سحرها و شب هایتان , به خنده و شادی برادر .
سلام . دلتنگ نباشید نبودن برادر عزیزمان را . روزها زودتر از آن میگذرند که به بغض شما چندان اجازه ماندگاری بدهند . هر چند ما نیز چون شما دلتنگ می شویم نبودن عزیزان را .
سلامت باشید و شادمان برادرم .
سلام خواهر گلم
مشکلات چون برق وباد میگذرند ومن تکیه بر عصایی از جنس صبر نمیدانم چرا پایم میلرزد !!
دستمریزاد به صبری دعوت میکنید ، که خود رکنی ازاین حس غالب شده اید .!!!!!
سلام
پی نوشتت با دلم بود...این روزها دلم خواست حرفی
کلمه ای، چیزی شادم کنه.اشکمو بگیره.نوازشی باشه برا گونه های خیسم
برای عزای دلم..برای این فقدان بزرگی که حالا دارم می فهمم تحملشو ندارم.حالا دارم می فهمم چه بلایی سرم اومده.حالا دارم می فهمم جای اون چقدر توی زندگیم بزرگ بوده که حالا که نیست خالیه خالیه...به من بگید با این همه خالی چه کنم؟!
منم دلم برا سپهر ومذابهاش تنگ شده
سکوت کرده واین سکوت رو دوست ندارم
بگویم که صبور باشی که صبر هم در رنج تو چون ما خون گریست !
ای کاش چتری بودم برای آرامش تو ، گونه های من به سیلی خوردن از باران عادت دارند .
سلام آرام عزیز
سپهر مدتیست به سفر رفته دلیل سکوتش همینه .
سلام
مرسی که اومدی
می یای
و در حال بد و خوب منو همراهی می کنی
خوبم
و مرسی که پرچمدارت هستم
شعرت رو نگه می دارم
بسیار زیبا بود و طنز تلخی داشت
باز هم سپاس
سلام
شعر قابل تورو نداره. ممنونم که اومدی .
همان جرقه ها را داشته باش انگار پرچمداری که
ان هم بروی چشم
شوخی کردم جدی نگیر
شعرم نمی آمد چیزی ننوشتم برایت
نیه در خواب است از بس بهش گفتم لعنتی
هر طوری که راحتی همون باش ، نیه رو هم داری حسابی سرخورده می کنی !!!
من سنین چخ ایرادتیم وار . گارداش سن هاردا سان ؟ نه وار نه یوخ؟؟؟!!! به هرجهت من سنه قربان ....
سلام عزیز دل
امیدوارم که حالت خوب باشه ، می بینم که زبون ترکی رو هم خوب یاد گرفتی .
ای کاش سحر بخنده آغاز شوم ...
اشتراک حال و هوای برخی دل ها را نمی دانم به چه حساب باید بگذارم فقط این را می دانم که پائیز نیست همه علتش
مثل همیشه کهکشانی بود
پاییز فصل بسیار زیباییست ، و بی انصافیست که همه ی آلام و غم ها را پای اون نوشت درد ها وغم هایی که هر کس خود بهتر از علت شان آگاه است.
ممنون از نظر متین شما ودل کهکشانیتان .
در دشت سرخ عاطفه


همپای نسیم
می توان تا فراسوی افق
پرواز کرد
دنیای مجازی را نمی دانم !!
سلام بر مردِ کهکشانی
کاش بغض ها رهایت کنند
تا حب هایت هدر نرود
سلام رفیق عزیز
کاش این چنین میشد.
از شعر زیبایت ممنونم.
ای بغض رهامان کن تا بوده همین بوده


دریای دلا طوفان ، هم چشم غمین بوده
دنیای ِ برون و نت توفــــــــــــیر ندارد جان
گوئی که غم و ماتم ایرانی عجین بوده
بگذر زغم و اندوه . شادی تو کن و فریاد
عمرمن و تو کوناه ، در روی زمین بوده
انگار در این فریاد ، عمریست صدا مرده
انگار تیشه ی فرهاد ، بیهوده به کوه خورده
حقا که طفل دل ، سر خورده ز لالایست
انگار که دزد شب ، رحم و شفقت برده
دل ها همه بیمارند ، امید شفا کمرنگ
انگار ملخ خوردست ، طبیب قسم خورده .
سلام کوروش مهربان
شعر زیباتون مرا به فی الباهه ای وا داشت ، که تقدیمتون کردم ، ناقابل است. از حضورتون ممنونم.
سلام..اخ که چقدر تازگی ها دلم میخواد با یه چیز همین جوری و دم دستی شاد بشم...مثل قبل تر هام..!!
انگار حال هیچکس خوب نیست...!!
سلام الهه بانو
در کنار غم ها و ناملایمات زندگی که سازشون دایم کوک هست ، اگه کمی تمرکز کنیم و قویتر باشیم و به این باور برسیم که اینها هم جزیی از زندگی هستند ، میشه معمار شادی آفرین برای خود ودیگران باشیم.
تو با قبل تر هات هیچ تفاوتی نکردی فقط مثل قبل تر ها فکر کن.
شاد باشی و سلامت.
سلام مهرداد جان!
خسته ام برادرم خسته و دلشکسته
ایکاش سحر به خنده آغاز شوم ایکاش
سحر تیرگی های زندگی من کی میرسد خدا داند!!!
یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور
کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زن قدم
سرزنش ها گر شود خار مغیلان غم مخور...
سلام مریم عزیز
چقدر من این شعر رو دوست دارم به جرات میگم بهترین شعریه که توی زندگی شنیدم بد جوری بذر امید رو توی دل ها میکاره.
انشاالله مشکل تو هم حل میشه » دوست ندارم تو رو این جوری ببینم .
سلام داداش مهرداد عزیز . خوبین شما ؟ دلتنگ نباشید برادر . امروز قاچاقی اومدم یه سر به خونه برادرم بزنم و برم . نبینم یه وقت دلگیر و دلتنگ باشین ها ! زودی میگذره روزهای تنهایی ایشاله و داداش سپهر هم میان با دست پر و کوله باری از خاطرات قشنگ که لبخند رو به لبهای شما بنشونه ...
سلام خواهر عزیز
دستت درد نکنه ، به لطف خدا و شما بد نیستم.
خداوند مهر وماه نگهدارتون باشه.
وقتی چشمم به شعرای تو می افته....حس می کنم یه دسته گل بی نهایت قشنگ رو عزیزی بهم داده و من باید با حریصانه ترین نگاهی که دارم اون گل ها رو نگاه کنم....
****
سلام مهرداد عزیزم
منم دلم سپهر رو می خواد...
کاش منم به اون جشن بیام و مثل یک بادکنک بترکم...
جای منو خالی کنیدا...
یا حق.
تو عزیز ترین میهمانی و قلندر تو تکنواز این محفل که طنینش مجلس رو بترکونه وزخم دل را مرحمی باشه ، تا اشک شبنم وار دیوار دل رو سیراب و بغض ها رو باز کنه .
ممنونم فرداد عزیز از این همه لطف تو
سلام
باید یادمان باشد:
صبر سرآغاز یاری خداوند است ....
مثل همیشه شعر زیبایی بود ....
صبر تنها درس دوست داشتنیم بود و من شاگردی که همیشه برای از بر نمودن آن عاجز بودم .
سلام ممنونم از راهنماییتون ، ممنونم .
گل لبخنده همیشه بر لبانتون جاویدان باشه کهکشانی
کهکشانی رو چه به زمین و هوای اون!
در آسمان بی کران نفس کشیدن و آبی اش را با قرمزی حیاتت عجین کردن کار شماست نه بغض و آه...
بخندید... بخندید...
جوی آب باشی یا دریا فرقی نمیکنه ، زلال که باشی آسمون در تو پیداست .
سپاس از مهر و افکار آسمانیت.
حتما" ... حتما" ...