در بهار عشق من عطر گل های نروییده ات شدم روی از همه چیز برگرداندی و من ناپدید شدم در هوای عاشقی ات! ************** در کلاغ پر عشق آنکه پرید من بودم آخر من طاقت آن نگاه خالی از احساست را نداشتم هیچ نگاهی هم نمی تواند مرا برگرداند سلام بر مهرداد عزیز بازهم که مسحورانه واژگان را به استخدام خود درآورده اید و دل ما را به آنجا که نباید مهمان کردید دستمریزاد
روی برگرداندم تا در لذت استشمام گلهای نروییده ام با کسی سهیم نباشم سلام مریم عزیز از حضور همیشگی تو ممنونم ، دلتون سرشار از نور عشق باد .
تو کلاغ پر همیشه اونی که می پره معشوق نیست... یه موقع هایی هم عاشقه
************
زیبا بود... میدونین چی رو دوست دارم؟ اینکه باید خیلی فکر کنم روی حرفاتون... با اینکه چند تا خطن اما خیلی عمیقن
آفرین...
سلام خدارو شکر که بهترین. ************************** بین عاشق و معشوق هر کدوم که قاعده ی بازی رو بلد نباشه میپره ، در این صورت لایق عشق ورزیدن نیست . ************************** از لطفتون ممنونم...
سلام دوست عزیز همه ی دوستان میتونن تعابیر خودشونو از مطلب داشته باشن ، و نظر همگی اونا برای من متین ، محترم والبته آموزندست . من به تکخوانی در باغ عادت دارم ! حتی اگر این بهار بدون گل باشد.!
در بهار عشق ، مات شطرنج نگاهت شدم .... چه تعبیر زیبایی ! "" شطرنج نگاه"" و مات شدن در چنین گستره ایی، وقتیکه دل به گستره نگاه بسته میشود چه رنج ها که باید در شط پیچ در پیچ و مرموز نگاه کشید و چه تلخ در پایان این شط و این رنج مات شدن به شکست دل ختم میشود و حالا اتفاق تقابلی که در برابر نگاه بسته ی پلکها می افتد و کور شدن و هیچ ندیدن تا که این بازی به تساوی کشیده شود....
عشق وقتیکه ایمانش تبخیر شود دیگر ماندنی نیست که فنا شدنیست و آنکه مرامش بیش است ، حرمت نمک را بجا می آورد ، اگر فاصله آنقدرها اتفاقش جدی نباشد و خلأ آنقدر ها فاحش نباشد میتوان به قدرت جاذبه امیدوار بود و اگرنه ، دل میان بی او بودن معلق است و سرگردان....
سلام مهرداد عزیز.... معناها و حرف ها در این دو تکه نوشته ات خفته که اگر با دل بخوانیم نگاهمان را بیدار میکنند.... زیبا و پر محتوا نوشتی برادر جان. تبریک میگویمت.
در نگاه شطرنجی به عشق ، سفیدی وسیاهی ها را باید دید ، باید روش بازی را دانست ، از عمق شط سیاهی های این راه نهراسید و رنجی را که به سپیدی عشق منتهی مان ساخته را نادیده نگرفت که هر دورا از برای قوام عشق ضرورت است . گاهی مات عشق شدن ، عین شکست است . پیوند فاصله ها ، خاطره هاست ، اگر خاطره ها ورق نخورند ، باید به سوگ بنشینیم !!! سلام سپهر عزیز حضور استادانه ی شما مرا به شاگردی دلگرم کرده است . پیروز باشی
کهکشان باشی و یادی از آسمان سیه شب نکنی ؟ خواندیم استاد و هرچند مثل دانیال کوچولوی شما در گیر و دار فهم والای دلت ، دو دله ایم ، اما خواندیم و خواهیم خواند ...
سلام عزیز دل لوح آسمان سیه در فکر حقیر تخته سیاهیست مقدس ، ومن شاگرد وار انگاه که درس را از برم حاضر وگاه که نه ، به دزدانه دیدنی بسنده کرده و از زلال آن رخ شرم میشویم . دانیال عزیز من همیشه از خواندن مطالب شما لذت میبرم وقبلا" گفتم که شما به دل کهکشان متصلید. اما نکته ای که باعث تعجب شد ( دانیال کوچولوی من ) !!! میشه بیشتر توضیح دهید . ممنونم
...سلام مهرداد عزیز... ...باز در کهکشان شما سیری میکنیم و از لایه لایه های درونی وسعتش بهره میبریم... ...کلاغ پر عشق...خیلی تعبیر زیبایی ست... ...فکر کنم سبک اینبار شعرتان کمی متفاوت شده..درسته ؟ ...لذت بردیم..ممنون
سلام مامانگار عزیز اگر نوریست در کلبه ی ما ازوجود وحضور دوستان هنر مندی چون شماست ازتون ممنونم . بله تا حدودی تغییر کرده ، حالا خوب یا بدشو نمیدونم. در پناه حق باشید.
و اما ، نه اینکه نخونده باشم شعرهاتون رو . باور کنید بارها خوندمشون . اما گاهی نمیدونم چی باید گفت . اینقدر که استعارات و تشبیهاتتون قشنگه ، اینقدر که نگاهتون زیباست ... باور کنید زبانی واسه بیان ندارم این وقتا ... نیوتن دل تو را بر میگرداند ... در بهار عشق ، مات شطرنج نگاهت شدم ...
محشره برادر . ممنونم .
سلام خواهرعزیز اصلا؛ فکرشو هم نکن بسیار کار خوبی انجام دادی .دل کویری ما به رد پایی از باران راضیه ، شما همینکه بخونی و نظر هم ندی کافیه. ممنونم .
سلام مهرداد مهربانی! این بهار شما تابستون نشد؟ولله الان تو پاییزیم ها بچه ها دارن میرن مدرسه کلاغ های پر پریتون پرواز نکردن؟ کی مطلب زیبای پر احساس درج می کنین؟ راستی اسم پسر کوچولوتون دانیاله؟مثل اسم داداشی من؟
سلام مهردانه در هر فصلی از زندگی ، رگه هایی از ترنم های بهار دلنوازی می کند ' من در قدم های کوچک و افتان وخیزان بچه ها در راه مدرسه ، بوی بهار ،گرما تابستانی عشق ، رقص پرنده در یک درخت پاییزی و نمو نهالی زیبا در زمستان ، میبینم . امروز شاید هم فردا به شرط حیات . بله .خدا وند داداش عزیزتون رو در پناه خودش حفظ کنه ...
چه بازی مسخره ای بود کلاغ پر / راستی چرا آنروز این بازی را انتخاب کردم ؟ فکر میکردم قایم موشک نباشد هر چه باشد سلام بر صاحب کهکشان عالی می نگاری و لحظات ناب را نمایان می کنی
سلام دوست عزیز گاهی بازی کلاغ پر برای آنهایی که ادعای ارتباط دل ها دارند ، بهترین بازیست ، دست های نا اهلان عشق در این میدان رو شده و بالا میرود. ممنونم از لطف شما ، باید به دید شما لقب عالی داد. لحظات شادی داشته باشید .
در بهار عشق من عطر گل های نروییده ات شدم
روی از همه چیز برگرداندی و من ناپدید شدم در هوای عاشقی ات!
**************
در کلاغ پر عشق آنکه پرید من بودم
آخر من طاقت آن نگاه خالی از احساست را نداشتم
هیچ نگاهی هم نمی تواند مرا برگرداند
سلام بر مهرداد عزیز
بازهم که مسحورانه واژگان را به استخدام خود درآورده اید و دل ما را به آنجا که نباید مهمان کردید
دستمریزاد
روی برگرداندم تا در لذت استشمام گلهای نروییده ام با کسی سهیم نباشم
سلام مریم عزیز
از حضور همیشگی تو ممنونم ، دلتون سرشار از نور عشق باد .
در کلاغ پر عشق انکه پرید تو بودی من نمک گیر نگاهت
جاذبه ی دل تو را بر می گرداند
ببخشید دخالت کردم کمی با تغییر شعرتون رو تقدیم به خودتون کردم
راستی یادم رفت معرفی کنم آنای طاعون هستم پرچمدار همیشه مشتاق خواننده ی کهشکان
سلام ممنونم آنا .
بابت پرچم خیالت راحت شد پس حفظش کن
دارند تکراری میشوند عاشقانههام
بیا دوباره اتفاق بیفتیم!
رضا کاظمی
سلام در برابر این دوتیکه شعر تو هیچ حرفی ندارم جز اینکه منم عاشقانه بدزدم بیارم برا کهکشانت
سلام
اختیار دارید حضور شما باعث افتخار منه .
غزل،
چشمهای تو است.
کاش حافظِ چشمهای تو بودم!
رضا کاظمی
مرسی زیبا بود
راستی می دونستی ارام دوست عزیزمه
وقتی پیامشودیدم که برگشته خیلی خوشحال شدم
ارام ماه منی تو
خوش به حال آرام که دوستی به این خوبی و مهربونی داره .
سلام کهکشانی... خوبین؟
تا در این بازی پاییزی
هر دو **پات**باشیم!
پات یعنی چی مهرداد خان؟
سلام فریناز
پات یعنی برابر، مساوی . راستی پاهات خوب شدن ؟اسم پات رو که آوردی یادم اومد .
سلام مهرداد عزیز
من نیز مست عطر حضور صمیمانه ی شما عزیزانم هستم
چشم رنجه کرده ای نازنین
ممنونم
سلام استاد
خوشحالم که دوباره میزبان عزیزی چون شما هستم .
موفق باشی .
ممنون که گفتین




بله بهترم
با استراحت بهتر ترم میشم
خیلی قشنگ بود... هر دو مساوی باشیم...
-------------------------------------------
نیوتنِ دلو خوب اومدین...
تو کلاغ پر همیشه اونی که می پره معشوق نیست... یه موقع هایی هم عاشقه
************
زیبا بود... میدونین چی رو دوست دارم؟ اینکه باید خیلی فکر کنم روی حرفاتون...
با اینکه چند تا خطن اما خیلی عمیقن
آفرین...
سلام خدارو شکر که بهترین.
**************************
بین عاشق و معشوق هر کدوم که قاعده ی بازی رو بلد نباشه میپره ، در این صورت لایق عشق ورزیدن نیست .
**************************
از لطفتون ممنونم...
ایکاش پلی بود برای گذشتن از تو.


هوای غروب . سنگین دلتنگی هاست.
اینجا خانه ی احساس و تصویر
مگر می شود دل کند
سلام استاد عزیز


این مدت که نبودین حسابی دلتنگتون بودیم » آخر آخرش داشتیم باور میکردیم که ازتون گذشتیم.
ممنونم از حضور مجددتون .
چرا من هیچی ازین پست نفهمیدم
سلام دوست عزیز
همه ی دوستان میتونن تعابیر خودشونو از مطلب داشته باشن ، و نظر همگی اونا برای من متین ، محترم والبته آموزندست .
من به تکخوانی در باغ عادت دارم !
حتی اگر این بهار بدون گل باشد.!
بهار عشقمان در پاییز بود ... چه سر آغاز رنگارنگی !
رنگ های پاییزی همه نشان از خزان ندارند ... گاه می توان رد بهاری را در آن جستجو کرد ....
مانند همیشه زیبا بود ...
سلام
اگر قاعده ی کار بدانیم اینچنین است در غیر اینصورت در کنار چشمه تشنه میمانیم .
از حضورتون ممنونم .
او که پریده در این بازی، به هیچ جاذبه ای برنمی گردد
پس بیهوده چشم به راه ندوز
این بازی پاییزی به هیچ بهاری ختم نخواهد شد
سلام مهرداد عزیز
واقعا زیبا بود.
شاید...
پس شما به نیوتن دل اعتقاد ندارید . !
در هر پاییزی رگه هایی از بهار دیده می شود .
ممنونم از حضورت .
خوش اومدی سلطان فصلها
پاییز
سلام مهرداد جان
چه خوب که پاییزامون رنگ و وارنگه...
یا حق.
سلام فرداد عزیز
پاییز هزار رنگ !!
پاییز خوبی داشته باشی ، البته از نوع سبزش .
در بهار عشق ،
مات شطرنج نگاهت شدم .... چه تعبیر زیبایی ! "" شطرنج نگاه"" و مات شدن در چنین گستره ایی، وقتیکه دل به گستره نگاه بسته میشود چه رنج ها که باید در شط پیچ در پیچ و مرموز نگاه کشید و چه تلخ در پایان این شط و این رنج مات شدن به شکست دل ختم میشود و حالا اتفاق تقابلی که در برابر نگاه بسته ی پلکها می افتد و کور شدن و هیچ ندیدن تا که این بازی به تساوی کشیده شود....
عشق وقتیکه ایمانش تبخیر شود دیگر ماندنی نیست که فنا شدنیست و آنکه مرامش بیش است ، حرمت نمک را بجا می آورد ، اگر فاصله آنقدرها اتفاقش جدی نباشد و خلأ آنقدر ها فاحش نباشد میتوان به قدرت جاذبه امیدوار بود و اگرنه ، دل میان بی او بودن معلق است و سرگردان....
سلام مهرداد عزیز....
معناها و حرف ها در این دو تکه نوشته ات خفته که اگر با دل بخوانیم نگاهمان را بیدار میکنند....
زیبا و پر محتوا نوشتی برادر جان. تبریک میگویمت.
در نگاه شطرنجی به عشق ، سفیدی وسیاهی ها را باید دید ، باید روش بازی را دانست ، از عمق شط سیاهی های این راه نهراسید و رنجی را که به سپیدی عشق منتهی مان ساخته را نادیده نگرفت که هر دورا از برای قوام عشق ضرورت است . گاهی مات عشق شدن ، عین شکست است .
پیوند فاصله ها ، خاطره هاست ، اگر خاطره ها ورق نخورند ، باید به سوگ بنشینیم !!!
سلام سپهر عزیز
حضور استادانه ی شما مرا به شاگردی دلگرم کرده است .
پیروز باشی
مرسی از حضورتون ممنونم .
چرا اینقدر دیر به دیر شعر می نویسی کهکشان عزیز
شیرین لبی شیرین تبار، مست و می آلود و خمار
مه پاره ای بی بند و بار، با عشوه های بی شمار
هم کرده یاران را ملول، هم برده از دل ها قرار
مجنون مهرویان کنار، تو یار بی همتا کنار
زلفت چو افشان می کنی، ما را پریشان می کنی
آخر من از گیسوی تو، خود را بیاویزم به دار
یاران هوار مردم هوار، از دست این بی بند و بار
از دست این دیوانه یار، از کف بدادم اعتبار
می میزنم جام پیاپی می زنم، هی میزنم بی اختیار
کندوی کامت را بیار، در کام بیمارم گذار
تا جان فزاید کام تو
بر جان این دلخسته بشکسته تاب
سلام فرهاد جان خوبی ؟ خبری ازت نیست مگه بامون قهر کردی ؟
از شعر زیبات ممنونم مهربون
تنهام گذاشته ای در خلاء این جماعت گنگ.بیهوده مپرس.در انبار ِ کاه حتی شانسی هم ، سوزنی یافت نمی شود (کوروش)


احسنت و آفرین کوروش عزیز عالی بود
کهکشان باشی و یادی از آسمان سیه شب نکنی ؟
خواندیم استاد و هرچند مثل دانیال کوچولوی شما در گیر و دار فهم والای دلت ، دو دله ایم ، اما خواندیم و خواهیم خواند ...
سلام عزیز دل
لوح آسمان سیه در فکر حقیر تخته سیاهیست مقدس ، ومن شاگرد وار انگاه که درس را از برم حاضر وگاه که نه ، به دزدانه دیدنی بسنده کرده و
از زلال آن رخ شرم میشویم .
دانیال عزیز من همیشه از خواندن مطالب شما لذت میبرم وقبلا" گفتم که شما به دل کهکشان متصلید.
اما نکته ای که باعث تعجب شد ( دانیال کوچولوی من ) !!! میشه بیشتر توضیح دهید . ممنونم
سلام برادرم .
دانیال کوچولوی شما را من لو دادم ! سراغ از جایی دیگر نگیرید !
سلام خداییش اولش جا خوردم ولی بعدش حدس زدم و حالا میبینم حدسم درست بود .
اومدم تشریف نداشتید
سلام کی ؟من جایی نرفته بودم .
...سلام مهرداد عزیز...
...باز در کهکشان شما سیری میکنیم و از لایه لایه های درونی وسعتش بهره میبریم...
...کلاغ پر عشق...خیلی تعبیر زیبایی ست...
...فکر کنم سبک اینبار شعرتان کمی متفاوت شده..درسته ؟
...لذت بردیم..ممنون
سلام مامانگار عزیز
اگر نوریست در کلبه ی ما ازوجود وحضور دوستان هنر مندی چون شماست
ازتون ممنونم .
بله تا حدودی تغییر کرده ، حالا خوب یا بدشو نمیدونم.
در پناه حق باشید.
یعنی کار بدی کردم داداش مهرداد ؟!
شرمنده !
و اما ، نه اینکه نخونده باشم شعرهاتون رو . باور کنید بارها خوندمشون . اما گاهی نمیدونم چی باید گفت . اینقدر که استعارات و تشبیهاتتون قشنگه ، اینقدر که نگاهتون زیباست ... باور کنید زبانی واسه بیان ندارم این وقتا ...
نیوتن دل تو را بر میگرداند ...
در بهار عشق ، مات شطرنج نگاهت شدم ...
محشره برادر . ممنونم .
سلام خواهرعزیز
اصلا؛ فکرشو هم نکن بسیار کار خوبی انجام دادی .دل کویری ما به رد پایی از باران راضیه ،
شما همینکه بخونی و نظر هم ندی کافیه.
ممنونم .
سلام مهرداد مهربانی!
این بهار شما تابستون نشد؟ولله الان تو پاییزیم ها بچه ها دارن میرن مدرسه
کلاغ های پر پریتون پرواز نکردن؟
کی مطلب زیبای پر احساس درج می کنین؟
راستی اسم پسر کوچولوتون دانیاله؟مثل اسم داداشی من؟
سلام مهردانه
در هر فصلی از زندگی ، رگه هایی از ترنم های بهار دلنوازی می کند ' من در قدم های کوچک و افتان وخیزان بچه ها در راه مدرسه ، بوی بهار ،گرما تابستانی عشق ، رقص پرنده در یک درخت پاییزی و نمو نهالی زیبا در زمستان ، میبینم .
امروز شاید هم فردا به شرط حیات .
بله .خدا وند داداش عزیزتون رو در پناه خودش حفظ کنه ...
چه بازی مسخره ای بود کلاغ پر / راستی چرا آنروز این بازی را انتخاب کردم ؟
فکر میکردم قایم موشک نباشد هر چه باشد
سلام بر صاحب کهکشان عالی می نگاری و لحظات ناب را نمایان می کنی
سلام دوست عزیز
گاهی بازی کلاغ پر برای آنهایی که ادعای ارتباط دل ها دارند ، بهترین بازیست ، دست های نا اهلان عشق در این میدان رو شده و بالا میرود.
ممنونم از لطف شما ، باید به دید شما لقب عالی داد.
لحظات شادی داشته باشید .
برای رسیدن به تو
پای برهنه دویدم تا
زودتر به ساز نگاهت
آرام شوم
حال که به تو رسیدم
پای برهنه ام را به سخره گرفته ای و
ساز رفتن می زنی؟؟؟
خدمت دوست عزیزم مهرداد خان
شما را با افتخار لینک خواهم کرد .
از حضورتان خوشحال شدم . منتظر دیدارهای بعدی تان هستم .
سلام دوست عزیز
خواهش میکنم منم خوشحالم که دلنوشته های این حقیر شما را بر خوان
این کلبه نمک گیر و موجب روشنی گردید.
حتما" خدمت میرسم .